خرید بک لینک

جان من رفت و به چشمان تر خود دیدم گله هایم همگی بغض شد و بلعیدمریشه وقتی ز دل خاک بیاید بیرون بند بادی ست... تو آن بادی و من هم بیدم زلف بر باد مده یاد سرم می آید... سالیانی که سر شانه ی تو خوابیدم پشت من گرم به لبخند ملیحت بوده سیب وقتی که به اصرار لبت می چیدم تو کویری که ترک خورده دلت یک قرن است... ابر باران شدم و روی تنت باریدم رقص تو روی تنم داد به بادم اما... تبرم بودی و یک عمر تو را بخشیدم م.ر.اجل

برچسب: نویسنده: شیدا یوسفی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 13:21

صفحه بندی